![]() |
![]() |
|
|
سلاممممممممممممممممممم حال بر وبچ و دوستان ،كه خوبه ايشاالله يه مدت از دست ما راحت بوديد خوش گذشت كه!!!!!!!!!!!!!!! ما كه توي اين مدت حسابي زجر كشيديم ، چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بابا از دست اين استاداي پرفسورمون ديگه ، خدايش يه موي سياه سرمون نزاشتند ، اصلا يه مو رو سرمون نزاشتند. اينا رو هم كه اين زير نوشتم درد دل مسكينمه ، نوشتم ملت زار زار به حالم گريه كنن
مي گفت : دل شكستن هنر نيست اما شكست ، ساده ي، ساده و آخرش گفت : اتفاقي ست كه افتاده ، سخت نگير .جهان هنوز پر از حادثه هاي زيباست و من ، تو را به آنها مي سپارم ، و او مرا تنها گذاشت با قلبي شكسته و روحي دود شده ، و هرگز نفهميد و سعي نكرد كه بفهمد آن تيشه اي كه بر وجودم زد ، زهر آگين بود ، و نفرتي عميق را تا ژرفاي دلم نهاد و كاش مي دانست كه ديگر مني نيستم تا مانند گذشته دوستش بدارم. تمام ريشه ها خشكيده اينجا همه انديشه ها از ياد رفتست به اين نسلي كه در راه است سوگند كه نسل ْدمي بر باد رفتست به جز هنگام قطع ريشه ي دل كسي با تيشه ها كاري ندارد چه آمد بر سر انديشه ي ما كه دانستن خريداري ندارد اگر مي گفت سعدي ، آدميت نشانش بر لباس آدمي نيست نمي دانست نسلي خواهد آمد كه حتي در لباس آدمي نيست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 22:45 توسط آسمونی |
|
|
ابتدايت را به فال نيك مي گيرم ، غزل ماجرايت را به فال نيك مي گيرم غزل فرصت پرواز من لغوست ، بي تو سهم من انزوايت ،... را به فال نيك مي گيرم ، غزل موج گيسويت مرا تا روز رستاخيز برد ناخدايت را به فال نيك مي گيرم غزل گر چه قلبم را به دار عشق خود آويختي ماواريت را به فال نيك مي گيرم، غزل بر سرم آوار مي ريزي ، ولي چون ابتدا ... انتهايت را به فال نيك مي گيرم غزل |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت 0:11 توسط آسمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
ما از قبيله رازيم و دستهايمان پر از آيه هاي نياز ، كوله بار سفرمان خالي ست و تمناي دلمان در هبوط لحظه ها جاري .
|
| پيوندهاي روزانه |
|
سايت رسمي ناصر چشم آذر آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|