![]() |
![]() |
|
|
استوار مي ايستم ، مي خندم و شيطنت هايم را از سر مي گيرم ، از ديوار راست بالا مي روم ، جك تعريف مي كنم ، رمانهاي عاشقانه را به باد سخره مي گيرم ، و برق چشمانم را كه پر از اميد است به اطرافيان تقديم مي كنم ، و همه چيز مثل قبل پيش مي رود ....... و هيچ كس نخواهد فهميد كه من از درون چگونه شكستم و خرد شدم ، و هيچ كس نخواهد فهميد كه خنده هايم تصنعي ست و هيچ كس نابوديم را نخواهد فهميد ، چه شرط بندي مسخره اي ، چه صحبت هاي بيهوده اي ، من ديگر به هيچ آدمي قسم نخواهم خورد و هيچ زماني ديگر دوست نخواهم داشت ، من از اين همه التماس و اصرار خسته ام ، شكسته ام ، و به اندازه دو سال نابود شده ام ، ولي هيچ كس ذره ذره تباه شدن و اشكهايم را نخواهد ديد ، من هرگز نمي دانستم آنكس كه بيشتر مدعي ست ، بيشتر از همه با حرفهايش ، با رفتارش ، و با عملش تو را آزار مي دهد ، من هيچ نخواستم و اينگونه شد و ازاين پس نه هيچ چيز مي خوام و نه هيچ كس را، تمام شد، تمام ادعاها و قول و قرارهاي كه فقط گذاشته مي شد و هيچ گاه فرصت به عرصه آمدن نمي يافت ، تمام شد، تمام محبت هاي كه انتظارش را داشتي ، تمام آنچه را دنبالش بودي و به ذره اي از آن هم نرسيدي ، يعني همه اينقدر مي دوند و آخر بي نتيجه و متهم و گناهكار بر مي گردند؟ ، آن هم به جرم گناهاني كه حتي فكرشان را هم نمي كردي؟!چه ساده دوست داشتن ابراز مي شود و چه تلخ در مقابل هيچ چيز ناخواسته اي متهم مي شوي!!!! دل من زين پس، آسوده بخواب ، و ديگر به فكر بيداري نباش ، خنده ها دروغين است ، و دوست داشتن ها فقط در حد حرف ، تو رسالت عاشق كردن و هدايت نداري ، پس آسوده بخواب و مگذار ديگر كسي خواب و روياهاي شيرينت را به دست باد بسپارد، و هر وقت گرفته شدي قطرات مذابت را ميهمان چشمهايم كن تا روانه گونه هايم شوند و همه با هم مرثيه بر پا كنيم ، بي آنكه كسي حتي چيزي بفهمد ،من راز تو را به گورستان خواهم برد ، مگر ما غير هم كسي را داريم؟ يك دل و يك روح، همين و بس ، تو مرا دلداري بده ، و من هم تو را ،.................. و من همچنان مي خندم تا كسي شكستم را نفهمد و همه در انديشه هايشان مرا خوشبخت ترين انسان روي زمين بدانند، بي آنكه از نابوديم چيزي بفهمند ، مي خندم ، مي خندم و استوار مي ايستم و شيطنت مي كنم و از درون مي سوزم و مي سوزم و مي سازم.
پ.ن : حرفي براي گفتن ندارم ، احساس مي كنم تمام حرفها را قبل از آنكه به زبان بياورم گفته ام و حالا بدون اينكه از واژه ها چيزي بفهمم ، ميانشان نشسته ام ، تنهاي تنهاي تنها و با ذهني كه نمي خواهد هيچ چيز را به ياد بياورد ، هيچ چيز درد آوري را كه سهم او از تمام بودنها و قشنگي هاست ، چه سهم اندك و زجرآوري.......... همه حرف خوب مي زنن اما كي خوبه این وسط؟؟؟؟!!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 17:3 توسط آسمونی |
|
|
SOCRATES : What a lot of things there are , a man can do
without. سقراط : چه بسيارند چيزهايي كه بدون آنها هم مي توان زندگي كرد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:20 توسط آسمونی |
|
|
بعد از يه مدت طولاني خدا رو شكر يه وقتي پيش اومد كه يكمي هم واسه ي دل خودمون باشيم و يه سري به اين وبلاگ غريب بزنيم و يه تشكر ويژه از همه دوستاي گل كه توي اين مدت تنهامون نذاشتن داشته باشيم برو بچ خدايش خيلي مخلصيم اگه دعاهاي شما نبود كه ما نمي دونستيم چيكار كنيم ، البته هنوز هم مشكلات زيادي سر راهمونه و هنوز هم داريم باهاشون دست و پنجه نرم مي كنيم تا ببينيم خدا چي مي خواد و كي فرجي تو كارمون مي ندازه. گاهي آدم توي دنيا احساس مي كنه در كمال آزادي زنجيره ، حالا اينم شده بحث ما؟! ولي بهرحال دعاهاي شما دوستاي خوب توي اين مدت خيلي برامون پشت گرمي بود. بازم دعامون كنيد،و به همين زودي هم منتظر باشين مي خوايم بيايم بهتون سر بزنيم، چون دوستاي به اين خوبي رو بايد ستايش كرد . از صميم قلب مي گيم : دوستتون داريم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 16:22 توسط آسمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
ما از قبيله رازيم و دستهايمان پر از آيه هاي نياز ، كوله بار سفرمان خالي ست و تمناي دلمان در هبوط لحظه ها جاري .
|
| پيوندهاي روزانه |
|
سايت رسمي ناصر چشم آذر آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|