![]() |
![]() |
|
بی اختیار از تو مینوسم ، از تو مینویسم چون امروز در این دنیا نیستم. بی اختیار و بی بهونه بغض گلویم را گرفته ، حرفایی ناگفته راه گلویم را گرفته. حرفایی از دل شکسته که دیشب و امروزش را با تو خلوت کرده است. دل شکسته ای که 2 سال است هنوز شکسته است ، اشکهایی که 2 سال است شبهای دلتنگی، تو را صدا میزند. این شکستن ، اشک ریختنها ، دلتنگی ها را بهتر از هرکس تنها تو می دانی. لحظه به لحظه نجواهایم را با اشک تنها با تو زمزمه کرده ام ، پس می دانی که امروز در این دل چه چیز نهفته است ، می دانی توی این کوله بار چشمای پر از امید چه چیز نهفته است. خسته ام ، ازاین همه بی مهری زمانه دل شکسته ام . از آدمهایی که دم از انسانیت و مهربانی می زنند اما به راحتی می شکنند...از آنهایی که عهد و پیمان می بندند اما به آسانی جا میزنند. نامهربانی و عهد وپیمان گسستن گناه نیست اما قسم شکستن مگر گناه نیست؟ مگر می شود پای عهد و پیمان مهر قسم را زد و به راحتی آن را شکست؟ مگر می شود دلی پاک ، احساسی زلال ، روحی روان را به بازی گرفت؟مگر می شود تیشه به ریشه اعتقادی زد که با یه یاعلی سرگرفت؟مگر می شود مانند کبک سر را زیر برف فرو برد؟ خوب میدانم که جواب همه این سوالات چیست؟ چون به عدل خدا ، حق الناس ، نفرین و آه مظلوم اعتقاد دارم . چون میدانم حس غریبی که یک لحظه ترکم نکرده می داند که در این دل چه میگذرد. اما امروز عید است...امروزعید است...عیدی که در یک روز جمعه ، روز امام زمان(عج) برپا شده است. السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج) یا امام زمان نمی دونم چی بگم . نمیدونم چطور حرفام رو بزنم اما دوست دارم قبل از هر چیز این عید بزرگ رو به محضر شما و جد بزرگوارتون تبریک عرض کنم. دیروز که توی کوچه و خیابون شهر قدم میزدم وقتی مردم رو می دیدم که دارن خیابونا رو تزئین میکنن ، مراسمایی که به مناسبت ولادتت برگزار میشه عجیب حس غرور پیدا کرده بودم چون میدیدم اونا هم مثل من عاشقتن ..عاشق... واقعا دوست داشتم از ته دل فریاد بزنم یا مهدی نوکرتم...همین. مولاجان ، هرسال توی نیمه شعبان به این بنده گناهکار لطف وعنایت داشتی. سرورم امروز هم به مناسبت این عید دست به دعا برداشتم ، روزها و ماهها رو شمردم تا امروز از راه برسه تا امروز از خودت بخوام که حاجت این دل شکسته رو بدی ، امسال هم عیدی ویژه ای رو ازخودت می خوام. الان که دارم اینا رو مینویسم میدونم سعادت بزرگی بود نصیبم کردی ، همه چیز رو مهیا کردی و قسمت شد بیام و امروز وب رو آپ کنم چون میدونی اینجا نبودم و شرایط مهیا نبود. و حالا هم میدونم جواب این همه دعا و التماسهای شبانه ام رو میدی. یا قائم آل محمد (ص) ، یا اباصالح ، یا حجت الله ، یا بقیه الله ، یا مهدی صاحب الزمان (عج) شما رو به تموم القابت عزیزت صدا میزنم ، شما رو به پنج تن ، به پهلوی شکسته فاطمه زهرا (س) و به جد بزرگوارت قسمت میدم ، قسمت میدم وازت خواهش میکنم که امروز حاجتم رو رواکنی. یا امام زمان (عج) امروز مثل هرسال ازت عیدی می خوام. خودت که از دل من آگاه هستی و می دونی چی می خوام ، پس امروز عیدیم رو از خودت میخوام. شما رو به خاک پاک جمکران قسم حاجتم رو بده. عید پارسال از سه تا حاجتم یه دونه ش رو روا کردی و امسال هم دوتا حاجت دارم که ایمان دارم هردوش رو بهم میدی پس دست به دعا بر میدارم و از ته دل صدایت میزنم.
السلام علیک یا مهدی صاحب الزمان (عج) ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 14:17 توسط آسمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
ما از قبيله رازيم و دستهايمان پر از آيه هاي نياز ، كوله بار سفرمان خالي ست و تمناي دلمان در هبوط لحظه ها جاري .
|
| پيوندهاي روزانه |
|
سايت رسمي ناصر چشم آذر آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|